سرای دوستی های پایدار

تبلیغات

شروعی تازه
لامصب معلوم نیست سرطانِ یا سرماخوردگی؟! هر چی میگذره بهتر ک نمیشم هیـــچ، بدترم میشم..[:136:] این چند روز همش تو رختخواب بودم، زخم بستر گرفتم دیگه [:d] هیشکی هم واسمون کمپوت و آبمیوه نمیاره...
تیــــک تــــاک
  ی نگاه ب وقتت انداختی تا الان؟![:008:] الان دقیقا همون جایی نشستم ک ده سال پیش نشسته بودم و میگفتم چقدر حیف شد سالهای نوجوونی رو از دست دادم بدون اینکه ی کار مفید ...
راه نجات
دنیا پر از افرادی است که منتظرند کسی از راه برسد و به آنها انگیزه بدهد تا به فردی تبدیل شوند که آرزو دارند مسئله این است که هیچ نجات دهنده ای نیست این افراد منتظر رسیدن اتوبوس ایستاده اند اما...
چه مرگت است؟
باید یک نفر بنشیند  دست بگذارد روی شانه ات از ته دل بگوید: چه مرگت است دیوانه جان؟! و تو سفت بغلش کنی و تمام خوب نبودن هایت از چشم هایت بزند بیرون... ...
مادر...........
❤️❤️❤️ چروك لباس هایت را اتو می کشم ؛ اما چروک دستانت را عاشقانه میپرستم ! گل های کهنه ی گلدان را عوض می کنم ؛ اما گل بوسه های تورا درست روبه روی قلبم به لباسم سنجاق میکنم که مبادا در خمیدگی قامتم ...
عزیزِ جان...
عزیزِ جان... محتاجیم به یک "شب بخیر خوشگلم"ِ شما و یک "بخواب نبینم آنلاین باشی"ِتان و "دست های"ِتان و چشم هایِ قهوه ایِ تیره تان و یک "دوستت دارم"...
مترسک......
مترسک...  عروسک زشتی است... که از مزرعه مراقبت میکند...  و آدمی ... مترسک زیبایی است ... که جهان را می ترساند...!!! ...
قو......
قو را دوست دارم"زیباست"سفیدی پرهایش انسان را محو پاکی اش میکند.... او خاص ترین پرنده ی زمین است..  او زندگی میکند چون زمان مرگش را میداند"""" او شبیه انسان اس...
مرگ ها......
مرگ‌ها دو دسته‌اند: مردی که قدم می‌زند؛ زنی که حرف نمی‌زند…! امین احمدى ...
مراقب باشیم....
حرف هایی كه میزنیم،،،، دست دارند!!! دست های بلندی كه گاهی، گلویی را می فشارند و نفس فرد را می گیرند !!! حرف هایی كه میزنیم،،،پا دارند !!! پاهای بزرگی كه گاهی، جایشان را روی دلی می گذارند و بر...
کوروش کبیر
  کورش بزرگ به دهی سفر کرد، زنی که مجذوب سخنان او شده بود از کورش خواست تا مهمان وی باشد. کورش پذیرفت و مهیای رفتن به خانه‌ی زن شد. کدخدای دهکده هراسان خود را به کورش رسانید و گفت : &...
بوی باروت.....
بوی باروت،  عطر زنی ست که دل در گرو سرباز دشمن دارد.. و با هر شلیک سرباز خودی، میمیرد کمینگاه ، زنی ست در انتظار.. سربازها را مرخص کنید زنان را بگذارید به جایشان دنیا بهتر خواهد شد هر ...
مادر
مادرم اگر کشوری داشتم آهنگ خنده هایت را سرود ملی کشورم میگذاشتم ...
مادر
به سلامتی اونی که وقتی از مدرسه می اومدم خونه میگفت: از صبح تا حالا برات 1000 تا صلوات فرستادم تا امتحانتو 20 بشی....   مادر دعا کن تو امتحان زندگی 20 بشم[:28:] ...
کتاب.....
پیرمردی که بدون فشارجمعیت وارد اتوبوس شود مردانی باشرافت در  اتوبوس مختلط و زنانی که میتوانند به مردان اعتماد کنند و سگی گه راحت نفس میکشد همه مدیون کتابیست،  که در دست آن جوان است... ...
دعای مادر
هرکجا دیدی خدا با شِکوِه تحویلت گرفت   رِشوه میخواهد خدا !!   خرجش دعای مادر است.   ...
خانه های قدیمی......
خانه های قدیمی را دوست دارم تاریخ در آنها به زیبایی در حرکت است همه چیز عمر دارد حرف دارد برکت دارد تکنولوژی آن ها را له نکرده یاغی گری ها ی مدرن تغییرشان نداده هنوز حیاط هست ...حوض است...
برف
برف هفت سالگی ام را بخاطر صدای مادر دوست داشتم... پاشو ببین چه برفی اومده.......!!!!!!! برف ده سالگی ام را بخاطر آدم برفیهایش.... برف چهارده سالگی را بخاطر اخبار و تعطیلی هایش..... برف هجده سالگی ...
خدایا....
خدایا مباداروزی فرارسدکه ما بارمان رابسته باشیم  به این قیمت که بالمان  رابسته باشیم برای اوج پرواز بال میخواهیم نه بار " بال"و"بار"  درعین تشابه عی...
مطلب سنگینه!! :)
چهار نفر بودند، اسمشان اینها بود: همه کس، یک کسی، هر کسی، هیچ کسی.   کار مهمی در پیش داشتند و همه مطمئن بودند که یک کسی این کار را به انجام می رساند. هرکسی می توانست این کار را بکن...