بچه های آشــــــپزآنلاین

تبلیغات

دوســــــتانه...
02:42 - 17 مهر 1396

سلام...بر دوستان خوبی که در کنارمون هستند  و اونایی که نیستن اما هستن:/

امشب میخوایم خیلی کوتاه یادی از قدیما کنیم....نظرتون چیه؟

 من این وبلاگو انتخاب میکنم به عنوان وبلاگ برتر تازیخ کلبه!:/...مثل اینکه سابقا خیلی مدیر سایت رو با پستاش اذیت میکرده دمش گرم... بهاره

و همینطور پستای مورد علاقه ی من پستای وبلاگ موزیک مهشید و وبلاگ امیربودنددر کلبه..و در اشپز انلاین هم وبلاگ یکی از دوستان خوبم که هیچوقت اینجا حضور نداشت و واقعا دلم برای پستای زیباش تنگ شده....جای همشون خیلی خالیه...

+نظرتون چیه که شما هم وبلاگ های مورد علاقه ی خودتون رو کامنت کنید...اگر براتون زحمتی نیست! شاید یادی بشه از دوستان قدیمی مون!پیشاپیش متشکرم از همراهیتون

08:53 1396/07/21
, ( lvl / B@R@N \ lvl ) میگه:
سلام ...
ممنونم پست زیباتون
01:02 1396/07/21
مـــاه رخ میگه:
و اما نظر من در مورد پست شما....
من به شخصه در آ شپزانلاین دوستان خوبی داشتم ..پستهای خوبی هم گذاشته میشد اما واقعا نمیتوم نظری در مورد وبلاگ خاصی داشته باشم
چرا که مفهوم پستها هر کدام به نوعی خاص بود.
طنز داشتیم.رمانتیک .آ شپزی.اجتماعی وووو.
بر این اساس هرکدام که در لحظه ای من رو دگرگون میکرد در اون زمان برایم جالب بود.
مثلا یک شب من واقعا دلم گرفته بود یکی از دوستان بودن که هیچ وقت پست جالبی نداشتن اون شب یک طنز نگذاشته بود دقیقا یادمه تا یک هفته من به طنز ایشون خندیدم و این دلیلی شد که مدام به وبلاگشون سرکی بکشم.
خلاصه یاد همگی دوستان بخیر.
و ممنون از شما بابت یاداوری ایام گذشته.
00:49 1396/07/21
مـــاه رخ میگه:
امشب برایت آرزو می‌كنم نه حسرت گذشته غمگینت كنه و نه غم آینده نگرانت، در حال زندگی كنی و لحظه‌هایت پر از آرامش باشد..
شبتون آ رام.
سلام بر شما ملیکای عزیز.
خوب هستید شما؟
بسیار خوشحال شدم از دیدارتون و اینکه دلتنگتون بودم .
21:06 1396/07/21
ملیکا میگه:
عزیزدلم من کاملا شما رو درک میکنم میدونم چقدر مشغله دارید..

زنده باشید مهربان دوستم
01:06 1396/07/21
مـــاه رخ میگه:
فدای شما عزیزم.
امیدوارم کم لطفی من رو مبنی بر فراموش کردن دوستان ندونیدهمیشه به همگی شما ارادت داشته و دارم..
00:57 1396/07/21
ملیکا میگه:
سلام بانو ماهرخ عزیزم...
قربون شما بشم شما چطورید
چقدر خوشحال شدم که یادی از دوستان کردید نازنین.... دلتنگتون بودیم خیلی خوشحالم کردید
مرسی از ارزوی بینهایت زیباتون...واقعا از خوندن کامنتتون لذت بردم
20:10 1396/07/20
۩ஐ مرضیه ஐ۩ میگه:
ملیکا جون تو کامنت های پایین تر خوندم که حرف نیومدن دوستان بود با اجازه ت منم حرفای دلم رو اینجا می زنم

عزیزم هم شما و هم بقیه ی دوستان اینجا قبلا میدید که من یک عضو ثابت اینجا بودم و تا همین حدودا یک ماه پیش هم نمی دونستم اینجا دوباره باز شده تا اینکه اتفاقی اومدم دیدم و فهمیدم ولی راستش با همه ی علاقه ای که به شما دوستای قدیمیم دارم دیگه رغبت به حضور در اینجا رو ندارم

چون همه ی ما درسته مجازی هستیم برای هم ولی هرکدوممون آدمای واقعی هستیم و احساسات داریم و بعد از مدتی به هم وابسته میشیم . من خودم آدمی هستم که به کسی علاقه مند بشم بهش وابسته میشم چه مجازی چه واقعی و دوست دارم همیشه و هر وقت دلم تنگ شد داشته باشمش . برای همین دوست ندارم یه روز داشته باشمش دوماه نداشته باشمش که اگه اینطور بشه کلا قیدشو میزنم . درمورد سایت هم همینه اینطور درسته که این سایت دو روز باز باشه دوماه بسته و ما از هم بی خبر باشیم و دلتنگ بشیم و خیلی ببخشید مدیریت محترم هر موقع عشقش کشید در سایت رو تخته کنه و هر وقت دوست داشت باز کنه ؟ پس وابستگی ها و علایق ما چی میشه ؟ من دوست ندارم تو سایتی باشم که ندونم فردا هم باز هست که من بتونم با دوستام ارتباط داشته باشم یا نه !....

وقتی مدت زیادی سایت بسته باشه وضعش بهتر از الان نمیشه و همه میرن به سمت شبکه های دیگه و اینجا رو فراموش می کنن ....خیلیا هم خبر ندارن اصلا اینجا باز شده دوباره ...
20:20 1396/07/20
ملیکا میگه:
سلام قشنگم
منم کلی دلم برات تنگ شده بود عزیز دلم باور کن خیلی هم خوشحال شدم کامنتت رو دیدم....
شما هر چی بگی حق داری نازنین دوستم منم کاملا باهات موافقم
دوستان دیگر هم در پست های قبلی کاملا اشاره کردند به این موضوع
فدای تو بشم که وقت گذاشتی و حرف دلتو زدی عزیزم
19:57 1396/07/20
۩ஐ مرضیه ஐ۩ میگه:
حرف دل نویسنده یعنی حرف دل پست گذارنده
19:57 1396/07/20
۩ஐ مرضیه ஐ۩ میگه:
سلام عزیزدلم

دلم براتون تنگ شده بود

مرسی که به یادم بودی و سراغمو گرفتی ...بازم به معرفت تو دوست گلم

من پست های خیلیا رو تو آشپز دوست داشتم و همچنین اینجا . کلا هر پستی که حرف دل نویسنده باشه رو دوست دارم
00:02 1396/07/20
ریکاردو کاکا میگه:
برای من که آشپز آنلاین خیلی خوب بود

من خیلی از وب های اونجا را دوست داشتم اما از آنجایی که اکثرشون مربوط به دختر خانوم ها بود از گفتنش معذورم که مبادا انگ نقطه چین به من بچسبانید :)))

جدای از شوخی من هیچوقت پست ها را نمیخوندم حتی بیشتر پست هایی که خودمم هم میزارم را نمیخونم و اعتقادی و اعتنایی هم بهشون ندارم :))
در کل آشپز آنلاین را خیلی دوست داشتم بخصوص وبلاگ ف را و ن را و بقیه را :))
20:25 1396/07/20
ملیکا میگه:
نه بابا چه انگی!! ...ازین ادم های بیجنبه اینجا نداریم..

واقعا ؟ هیچوقت نمیخوندی پست ها رو؟ عجب!! به پست های خودت هم اعتقادی نداشتی؟ پس کلا یه ملت رو سرکار گذاشته بودی شما..

مرسی که شرکت کردی دوست خوبم
خب دیگه اخرش اعتراف کردی که وبلاگ بعضیا رو میخوندی /افرین!.
23:49 1396/07/17
ویلی ... میگه:
دم خودم آتیش نه اشپزی افلاین بودم نه اینجا بعدن ازم یادی میشه!


من فقط اومدم شام بخورم ملیکا...امشب چچی داریم؟؟

ماکارونی؟؟




20:26 1396/07/20
ملیکا میگه:
من خودم الان پیتزا سفارش دادم..شام کوجا بود


23:24 1396/07/17
الهام رحمانی میگه:
نیلوفر... خوب بوددد
00:57 1396/07/18
ملیکا میگه:
چه جالب من نمیدونستم شما هم اشپزی بودی؟
آخی نیلوفر مرداب ...ناظر عزیزمون هر جا هستن موفق باشن
21:46 1396/07/17
⚜امیر حسینی⚜ میگه:
خاطرات زیاده منم که حافظمو از دست دادم
23:03 1396/07/17
⚜امیر حسینی⚜ میگه:
کلا سکته زدن یه شوک خوبه واسه بدن
22:57 1396/07/17
ملیکا میگه:
ای سکته دهنده...ای قاتل
من خودم در دوران نظارت فکر کنم یه سکته ناقص از دس تو زدم
22:16 1396/07/17
⚜امیر حسینی⚜ میگه:
تعداد بالاس از امار دررفته
22:06 1396/07/17
ملیکا میگه:
دورهمیم حالا...بگو یکیشو مدیر جان!
چند نفرو سکته دادی؟ امارش از دست ما در رفته...خودت اعتراف کن
20:29 1396/07/17
✿گــــ مریم ــــل✿ میگه:
سلام
چه خاطراتی رو زنده کردی ملیکا جون
آشپز رو دوست داشتم. از اونجایی که حافظه م در حد حافظه ماهی قرمزه، وبلاگ خاصی رو یادم نمیاد که بگم! ولی در عوض دو تا دوست خوب از آشپز برام مونده که عاشق هردوشونم
اینجا هم خوبه. محیط سالمی داره. هرچند که خیلی خلوته ولی همین که دوستای قدیمی و جدید هر از چندگاهی دور هم جمع میشن، یه تجدید خاطره ست ... قشنگه
امیدوارم از هممون یه خاطره قشنگ باقی بمونه و به خوبی ازمون یاد بشه.
مرسی از شما
22:00 1396/07/17
ملیکا میگه:
سلام نازنین دوستم
یکی از شخصیت هایی که همیشه دوست داشتم شما بودید و هستید و البته ماهرخ نازنینم دوست گرامی من
جاشون خیلی خالیه...
بله حق باش ماست همین به یاد هم بودن ها هم خیلی قشنگه
ان شالله..
فداتشم
19:00 1396/07/17
✤مغزمتفکـــروروجک هــا✤ میگه:
خواهش میکنم ممنون ازشما :x

اره پستهای هلن هم خیلی خوب بود...لیداتیرامیسویی بیشتر پستاش از لیلاکردبچه بود . اما اشپزیش عالی بودخدایی

مامان فاطمه پستهای کوتاه کوتاه میزاشت ک من عاشق همینجورشعرام

وبااون عکس کفشدوزک هاش خخخخ
راستی پستهای نیکای ایران و زندونی هم خوب بودن
دوست داشتم

تعداد پست خوب زیاده بود کم کم داره یادم میاد
21:57 1396/07/17
ملیکا میگه:
من اون موقع اینگاری خیلی سر به هوا بودم....و جنابعالی حواس جمع..:))
بله قشنگتر از پستاش، شخصیت دوست داشتنیش بود..
وای وای لیدا جون که نامبر وان....اشپز درجه ی یک خاورمیانه...
الان داره یادم میاد پستای کفشدوزکی با اون موزیکای سنتی...:))
همه و همه عالی بودن...
18:35 1396/07/17
رضا ستوده میگه:
21:49 1396/07/17
ملیکا میگه:
ممنون..
18:27 1396/07/17
سینا ایرانی میگه:
سلام ملیکا
من از همه پستای خوب دوستان خوشم میومد و می پسندم و به فرد خاصی معتقد نیستم
21:48 1396/07/17
ملیکا میگه:
بله بله ...بسیار هم عالی...
در واقع هممون هم همین نظر رو داریم سینا جان فقط خواستیم یادی ا زگذشته ها کرده باشیم..من پستای شاعرانه شما رو هم خیلی دوست داشتم..

مرسی که اومدی
16:58 1396/07/17
✤مغزمتفکـــروروجک هــا✤ میگه:
سلام
من پست های مامان فاطمه رو دوست داشتم و پری کوچک غمگین .
17:39 1396/07/17
ملیکا میگه:
سلام...
ای وای من فکر میکردم تو فقط تیرامیسو های لیدا رو دوست داری
خوبه ..پستای مامان فاطمه رو یادم نییست پری کوچکم فکر کنم خاطرات روزمره با یچه هاشو مینوشت که من همیشه خط اول و اخرشو میخوندم ....اماواقعا درست میگید بچه ها! وبلاگ هایی که رنگ و بوی زندگی واقعی رو داشتند خیلی جذاب و دوست داشتنی بودند مثل وبلاگ پری کوچک و لیدا و نگاه نو.....
من از بین نظارتی ها هم وبلاگ نگاه نو رو دوست داشتم


مرسی که شرکت کردی برادر مجیدجان
15:37 1396/07/17
ملیکا میگه:
و یه نشکر از دوست عزیزی که از قدیمی های اشپز هستند و همچنان در این گروه پست های زیبا میزارند..ممنون دوست من
15:35 1396/07/17
هستی روشن میگه:
سلام ملی کا جووووووووووونی

خوبی
بالاخره دستی از آستین در اومد و منجی ای پیدا شد که اینجا رو ازین حالت خارج کنه .
عزیزم
اینجا بیشتر به اصلاحات نیاز داره . به نظرم پان کلبه ایسم و امیریسم باید این اجازه رو بدند تا ی صندوق پیشنهاد و انتقاد آزاد باشه آدم حرفشو راحت بزنه البت کنارش فقط چشمانی نباشه که بخونند و بی اعتنا بگذرند . الان همین مطلب خودت 34 بار خونده شده ولی یه نظر داره که اونم از عسل صدیق هس . البته پست من قبل از پست شما روی صفحه ئ کلبه ظاهر شده و عسل صدیق فقط بی اعتنا از کنارش رد شده انگاری نه انگار یکی به اسم هستی روشن پستی در ارتباط پاییز گذاشته شایدم اصلا ندیده یا از خودش سئوال کرده هستی کیلویی چند ملیکا جونی رو عشقه که به نظر من وقتی آدم تو ی جمعی زندگی می کنه باید برای همه همون ارزشی رو قائل بشه که برای دوست جونیش قائل شده .
خب اینجا جای بدی نیست فقط چندتا اشکال کلی داره یکی از اشکالاشو گفتم دیگری وقتی از کسی چیزی رو می خوایم و اون مخالفت می کنه نباید که عکس العمل شدید در حد طرد شدن یا محرومیت از باقی مزایای سایت و بستن و خارج شدن از سرور رو براش مطرح کنیم مثلا خیلیا تو خصوصی می خوان از طرق متعدد باهاشون ارتباط برقرار کنم ولی چون من روحیه ام با اینگونه ارتباط ها سازگار نیست سریع دهنمو سرویس می کنند و با عکس العمل نه چندان خوب مخالفت شون رو اعلام می کنند آخه این چه نوع طرز برخورد هست . یعنی اگه کسی در دنیای حقیقی مزاحمت اخلاقی برای خواهر شما فراهم کنه شما بی اعتنا از کنارش می گذرید و حق اعتراض نمی زارید !!!! میگم حق اعتراض نه حق محرومیت از فعالیت و غیره مثلا سعی نمی کنید معترض این عمل ناپسند بشید بعد دلایل منطقی خودتون رو خدمتش عرض کنید !!!!
یکی دیگه وقتی پستی گذاشته میشه مخاطبی که کامنتی گذاشته باید ما پاسخگوی کامنتش باشیم همین پست قبلی خودت کامنتی برات گذاشتم پاسخی دریافت نکردم یا توی پست هستیا جوووونی کامنتی گذاشتم هنوز پاسخی براش ندارم راهنمایی هم بخوایم هیچکسی اینجا راهنمای آدم نمیشه به نظرم این ضعف بزرگیه که متاسفانه ما داریم وقتی تو این اجتماع کوچیک نتونیم خودمون رو توزین کنیم و اجازه هم ندیم کسی ما رو نقد کنه چطوری می تونیم تو محیط خانواده ... اجتماع و ... مقاومت بالایی داشته باشیم به طوری که هیچگاه نشکنیم .
یکی دیگه بسیاری از طرح ها و کارهای این سایت فقط در حد حرف و شعار مونده الان ... همین امروز ... خودت پایه گذار نوعی نوستالوژی هستی چیزی رو خواستی که باید تداوم دار باشه ولی متاسفانه یا فقط همین یکبار هست یا ترجیح میدی این پستت پاک بشه و اثری از آثار نظریات هستی روشن باقی نمونه اینکار بارها و بارها تکرار شده همینجوری نمیگم من پستای ماهرخ جوووون رو خیلی دوست داشتم ولی آیا الان پستاش با نظریات متعدد باقی مونده شاید بخوای بگی خب این ی نظر شخصیه و ماهرخ جووون خودش صلاح دیده که پستاش پاک بشه بله نظر شخصیه ولی بهتر نبود راه دیگه ای اعمال بشه هرکسی برای گذاشتن این نظرات زمانی رو گذاشته که سرمایه ئ هنگفتی از عمر پشتوانه اش بوده نمیشه بی تفاوت ازش گذشت . یا چالش عکس چی شد طراح این نظریه عکسی رو برای چالش گرفت بی پاسخ رها کرد و رفت . کارای نصفه نیمه متعدد هست که ضیغ وقت این اجازه رو نمیده یکی یکی برشمورد
دیگری هرزگاهی به یاد دوستانم پستی رو می گذاشتم دریغا از اون فرد مخاطب که یکبار نمادین تشکر بکنه به نظرم همین مسائل کوچک هست که اهمیت زیاد روحی و روانی برای ما داره حرف از تمایل نداشتن به بودن زیاد شنیده شده ولی آیا برای یکبار نظرسنجی شده که چرا کاربرا تمایلی به اومدن در اینجا ندارند ؟ شاید نظر سنجی شده ولی باز تعداد کم افراد این نظر سنجی ها رو بهم زده به عقیده ئ من وقتی شما استمرار زیادی در یک مسئله ... نظر سنجی ... طراحی .... پیشنهاد و غیره داشته باشید یواش یواش افراد جذب میشند تمامی اینها نیاز به آموزش داره که متاسفانه ما آموزش رو چیز پربهایی نمی دونینم . نمی بینیم . لمسش نمی کنیم و ...
به عناوین آویخته بر در و دیوار کلبه نگاهی بندازید ... یکی از این عناوین کاربر ماه هس دوره ئ قبلی من کاربر ماه بودم با بیشترین امتیاز متاسفانه نوع بیماریم و سه چهار ماه غیبتم باعث شد از نمونه بودن خارج بشم ولی چیزی که جای سئوال داره اینه که آیا هیچگونه حقی بر این کلبه نداشتم که حداقل ی تشکر خشک و خالی بشه . البته به خدا . به مرگ خودم من عاری از اینگونه تشویق هام اما این نباید باعثی بر کنار گذاشتن اون روحیه ئ ستایشگر ما بشه . من عاریم شاید نفر بعدی نیاز مبرمی به اینگونه نوازش های لفظی داشته باشه .
اینجا جای خیلی از گزینه ها خالی است مثلا برای هر پستی یه دگمه وجود نداره که وقتی می زنیش نظریات برای اون پست موجود نباشه اینکار اگه حسنی نداشته باشه حداقل خیال من یکی رو خالی می کنه که پستم رو بدون نظر فرستادم و منتی برای عدم پاسخگوئیش ندارم .
همونطور که گفتم اگر امریسم کلبه اجازه بده گزینه ای مبنی بر داشتن یا نداشتن پیام خصوصی اعمال میشه که حداقلش من یکی پیغام های خصوصی ام رو ببندم تا دیگه کسی این اجازه رو به خودش نده ازم بخواد فلان ارزش ضد اخلاقی رو پاسخگو باشم .

ملیکا جوووووونی
اشاره به آشپز آنلاین کردی جا داره ی تشکر ویژه از کادر اجرایی اعم از مدیر ... مدیر فنی و ناظرای خوبش بکنم
آشپز آنلاین چند ویژگی خوب و مفید داشت بخش چه خبرش دائما به روز رسانی میشد . این قابلیت رو داشت که هر لحظه هرچیزی اعم از خبر یا واقعه رو درش درج کنی طول نوشتاری گسترده ای داشت می تونستی چند صفحه رو در اون جا بدی ... پست هاتو به ایمیلت منتقل می کرد . هر لحظه تو رو از غذاهایی که در بخش آشپزی منتشر میشد آگاه می کرد حتی نشریه ای داشت که به ایمیلت منتقل میشد . محدودیت درج پست نداشتی اینظور نبود که تو حق نداشتی تا نیم ساعت یا یک ساعت پست نزاری . شبانه روزی بود . این اجازه رو میداد که هرساعت شبانه روز وارد وبلاگت بشی . عکس پروفایلت رو سریع توی پروفایلت قرار میداد و ....
اما .... اما نمی دونم چی شد ؟ در خفا چه اتفاقاتی افتاد که ی دفعه سر و کله ئ ناظرا پیدا شدند و پس از اون اعمال محدودیت های شدید تا جایی که منجر به برچیدن آشپز شد هرچند اونجا هم آدم های بی منطق و ضداخلاق زیاد پیدا میشدند ولی حداقلش دلمون به ی مسئولی خوش بود که وقتی از مزاحمت های فرد خاصی شکایت می کردی حسابی جلوش در می اومد و نمی ذاشت بیشتر از این خاطر کسی رو مکدر کنه . وبلاگ های زیادی بود که مورد علاقه ام بود . زری جون ... فاطمه ... سید بابک ... کویر ... کیارش رحیمی ... پری کوچک ... گلبرگ آبی . مریم و ملیکا ... سید ناصر ... خیلیای دیگه که الان حضور ذهن ندارم .

ملیکا جوووووووونی منو ببخش که انقدر زیاده گویی کردم نواقص زیاده شاید مهمترین ناقصه خودم باشم چون تربیتم جوری بوده که عاشق همه کس و همه چیز هستم و همین عشق معنای وجودیش برای خیلی ها مفهوم سلیس خودش رو پیدا نکرده تا حرف از عشق بمیون می یاد فقط بعد جنسیتیش زیر زبونا مزه می کنه در حالیکه وقتی عاشق نباشی وجود خدا برات نامفهومه . وجود تنهایی برات سخته . مفهوم بیماری برات ناگواره
ملیکا جووووووونی
پنج ماهی هست که متوجه شدم باید دریچه ئ قلبمو تعویض کنم همین امر باعث شد چندماهی نباشم برداشتن دریچه برام خیلی گرون تموم میشه هزینه های این عمل رو ندارم از وقتی پدرم فوت کرد تا الان 18 سال میشه باید تک و تنها از عهده ئ مسئولیت های زندگی بر بیام اوایل گله ای نداشتم چون خیلی جووون بودم قسم خوردم تا وقتی زنده هستم از مادرم پرستاری کنم الان بعد گذشت 18 سال با این وضعیت خیلی برام سخت شده از سویی دلم نمی یاد مادرم رو بذارم خونه ئ سالمندان از سوی دیگه هزینه های نگهداری از اون توی خونه ئ سالمندان رو ندارم . دیگه از بستگانم نمی خوام بهم کمک کنند چون معرفت انقدر روزگارشون سخته که دلم نمی یاد بگم بهم کمک کنید . دوستان اجتماعی منم همین وضعیت رو دارند همه درگیر زندگی های پیچیده ئ خودشونند . تمام مسائل خودم رو بدون زاویه و پرده اندازی توی آشپز آنلاین می گفتم ولی کو گوش شنوا خیلیا انقدر زخم زبون زدند که توبه کردم مسائلم رو بگم ... ی احمقی از جاش پا شد و برام تو خصوصی نوشت برو ی حساب واکن تا برات ماه به ماه پول بفرستم به خیالش من ی زن هرجایی هستم که فردا آدرس خونه امم میدم ........ وقاحت رو می بینی تا این حد ...... الانم هرزگاهی یکی پیدا میشه بازم ضداخلاقی حرف می زنه . دیگه خسته شدم بخدا ...... من آدمش نیستم کمکم از کسی نمی خوام . با فقر مادی هم می سازم . فقط دوست دارم به دیگران عشق بورزم و از دیگری عشق بگیرم که همین امر باعث نوعی انگیزه ئ متعالی برای حضور بهتر تو زندگی روزمره ام هست . همین . و این ی خواهش زیاد بزرگی نیست .

متاسفم ......
16:13 1396/07/17
ملیکا میگه:
عزیزم اول از همه کی به خودش اجازه داده که به شما بگه نباید حرفتون رو ازادانه بزنید؟ شما اون ادم رو به من معرفی کنید خودم باهاش برخورد میکنم..
در مورد عسل جان من با شناختی که ازشون دارم مطمئنم که برای همه ی دوستان به یک اندازه ارزش قائل هستند و ایشون حتما به خاطر حضور من در پستاشون صلاح دیدند که با وجود مشغله(چون میدونم ساعات صبح اکثرا همه درگیر کار و فعالیتند)این پست رو لایک کنند...مثل من که بر خودم این کارو واجب میدونم و نوعی احترام به طرف مقابله...
در مورد اینکه تو خصوصی مزاحمتون میشن این رو باید به مدیریت سایت اطلاع بدید گرچه من در سالهایی که د راین سایت حضور داشتم هیچوقت مورد مزاحمت خاصی نداشتم جز در یه مورد که خیلی زود دوستانم پیگیری کردند ..شما هم باید در این موارد خیلی سریع با نظارت مطرح کنید
در مورد پاسخ کامنت من واقعا خیلی متاسفم با شناختی که ا زمن دارید مطمئنم که میدونید که این کار عمدی نبوده و حتما کامنتتون رو ندیدم عزیزدلم و اگر دلخور شدید ازتون معذرت میخوام دوست من..
عزیز دلم ...د رمورد مشکلات سایت منم با شما موافقم کم و کاستی ها زیاده امیر درگیره هزینه های سایت زیادن...بچه ها همکاری نمیکنند... در سایت ها و شبکه های دیگه حضور دارند اما ازینجا فراری اند..مشکلات زیاده و همه از یه سمت به مدیریت وصله و از سمت دیکه به کاربرانی که همکاری نمیکنند..بله 40 بار این پست خونده شد اما کسی اعلام حضور نکرد..(من واقعا دارم نگرانشون میشم با این حال و روز!!!). اما به نظر من مهمترین مشکل اینجا همونیه که خودتون هم اشاره کردید....این تفکر باید در مدیریت نهادینه(!) بشه که وقت یکاری برای سایتش انجا م میشه لااقل با یه تشکر خشک و خالی ازون کاربر یا ناظر قدردانی کنند همونطور که میبینید این مشکل اون بالا بالاها هم هست و اگر کسی از نظارت انصراف بده با بررخورد خوبی مواجه نمیشه...چه برسه به اینکه ازش قدردانی هم کنند..مشکلات زیاده در یک پیام نمیگنجه
به عنوان یه دوست و یه خواهر بزرگتر ازت میخوام در این روزا که حال خوبی نداری فقط و فقط به فکر خودت و سلامتیت و مادر عزیزت باش و همیشه ی همیشه از احساسات پاسداری و مواظبت کن ..درسته عزیزم عاشق همه بودن موهبت بزرگیه اما نه وقتی که باعث ازار خودت بشه..نازنین دوستم از خدا میخوام که همیشه سلامت و موفق باشی و مشکلات به زودی زود حل بشن ..
ببخشید که با عجله نوشتم مشغول کارم ...
15:46 1396/07/17
ملیکا میگه:
سلام عزیزم...
ببخشید اگر دیر جواب میدم میخوام کامنتتون رو کامل بخونم ..
15:33 1396/07/17
ملیکا میگه:
سلام / واقعا همینطوره که میگی عزیزم.. ،
دوستان خیلی زیادی داشتم که هیچوقت فراموششون نمیکنم مری/ تانیا /زهرای عزیزم ...چقدر دلتنگشونم
چقدر پستای مریم رو دوست داشتم با اون انتخابای خاص و شعر های غمگین،که انگار انعکاسی بودند از درون من/ روحیات نزدیکی داشتیم..... و پستای سامان که گاهی ترانه های روسی رو مینوشت و من چقدر اون شعر ها رو دوست داشتم. وبلاگش حال و هوای عجیبی داشت...و هر چقدر وبلاگشونو میخوندم بازم برام هیچوقت اون وبلاگها تکراری نمیشدند...هر روز نو بودند مثل روز اول...

جای همشون خیلی خالیه..
11:30 1396/07/17
*عسل صدیق* میگه:
سلام
اینجا همه بچه ها رو دوست دارم هر کدوم شیرینی خاص خودشونو دارن
اشپز هم خیلیا با ارزش بودنن
ولی من پستای پری کوچک غمگین رو هیچوقت از دست نمی دادم
.....
مرسی عزیزم
15:17 1396/07/17
ملیکا میگه:
ممنون عسل جان بابت همراهی